مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
174
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - خود را فرمان بريد . » ( 59 / نساء ) پرسيدم . فرمود : « دربارهء علي بن أبي طالب وحسن وحسين عليهم السلام نازل شده است ؛ زيرا در آن زمان ، همان سه نفر از أئمة حاضر بودند . » به حضرت عرض كردم : « مردم مىگويند كه چرا نام على وخانوادهاش در كتاب خداى عز وجل برده نشده است ؟ » فرمود : « به آنها بگو كه آيهء نماز بر پيغمبر صلى الله عليه وآله نازل شد وسه ركعتي وچهار ركعتي آن نامبرده نشد ؛ تا اين كه پيغمبر صلى الله عليه وآله خود براي مردم بيان كرد وآيهء زكاة بر آن حضرت نازل شد ونام برده نشد كه زكاة از هر چهل درهم يك درهم است . تا اين كه خود پيغمبر آن را براي مردم شرح داد وامر به حج نازل شد وبه مردم نگفت كه هفت دور طواف كنيد تا اين كه خود پيغمبر صلى الله عليه وآله براي آنها توضيح داد . » وآيهء : أطيعوا اللَّه وأطيعوا الرّسول وأولي الأمر منكم نازل شد ودربارهء على وحسن وحسين هم نازل شد . پس پيغمبر صلى الله عليه وآله دربارهء علي عليه السلام فرمود : « هر كه را من مولا وآقايم ، على مولا وآقاست . » وباز فرمود : « دربارهء كتاب خدا وأهل بيتم به شما سفارش مىكنم . من از خداى عز وجل خواستهام كه ميان آنها جدايى نيندازد تا آنها را در سر حوض به من رساند . خدا خواستهء مرا عطا كرد . » ونيز فرمود : « شما چيزى به آنها نياموزيد كه آنها از شما داناترند . » وباز فرمود : « آنها شما را از درِ هدايت بيرون نكنند وبه در گمراهى وارد نسازند . » اگر پيغمبر خاموشى مىگزيد ودربارهء اهلبيتش بيان نمىكرد ، آل فلان وآل فلان آن را براي خود ادعا مىكردند ؛ ولى خداى عز وجل براي تصديق پيغمبرش بيان آن حضرت را ( كه مقصود آل پيغمبر است ونه آل فلان وفلان ) در كتابش نازل فرمود : « همانا خدا مىخواهد ناپاكى را از شما أهل اين خانه ببرد وپاكيزهتان كند . پاكيزه كامل » ( 33 / سورهء احزاب ) . در خانهء أم سلمة ، على وحسن وحسين وفاطمه عليهم السلام بودند كه پيغمبر صلى الله عليه وآله آنها را زير عبا گرد آورد وسپس فرمود : « خدايا ! هر پيغمبر أهل وحشمى داشت ، وأهل وحشم من اينهايند . » أم سلمة گفت : « من از أهل شما نيستم ؟ » فرمود : « تو به خوبى مىگرايى ؛ ولى اينها أهل وحشم من هستند . » بنابراين ، چون پيغمبر صلى الله عليه وآله وفات يافت ، براي پيشوايى مردم ، على از همهء مردم سزاوارتر بود ؛ به جهت تبليغات بسيارى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله نسبت به أو فرموده بود ودست اورا گرفته ودر ميان مردم ؛ بهپا داشته بود . چون على درگذشت ، نمىتوانست واقدام هم نمىكرد كه محمد بن على ونه عباس بن علي ونه هيچ يك از پسران ديگرش را ( غير از حسنين عليهما السلام ) در أهل پيغمبر داخل كند ؛ زيرا در آن صورت حسن وحسين مىگفتند : « خداى تبارك وتعالى آيهء أهل بيت را دربارهء ما نازل فرمود ، چنان كه دربارهء تو نازل كرد ومردم را به أطاعت ما امر كرد ؛ چنان كه به أطاعت تو امر فرمود ورسول خدا صلى الله عليه وآله نسبت به ما تبليغ كرد ؛ چنان كه نسبت به تو تبليغ فرمود وخدا ناپاكى را از ما برد ؛ چنان كه از تو برد . وچون على درگذشت ، حسن عليه السلام به امامت سزاوارتر بود براي بزرگساليش وچون وفات نمود ، نمىتوانست واقدام هم نمىكرد كه فرزندان خودش را در امر امامت داخل كند ودر ميانآنها قرار دهد ؛ درصورتى كه خداى عز وجل مىفرمايد :